رشيد الدين فضل الله همدانى
20
جامع التواريخ ( تاريخ سامانيان وبويهيان وغزنويان ) ( فارسى )
ملك از تصرّف طاهر انتزاع نمايد . منصور التماس او به اجابت مقرون داشت ، و از حشم خويش لشكرى بر صوب سيستان در صحبت او فرستاد ، تا او را با ولايت خويش رساند ، و دفع منازع و معارض او بكند ، طاهر چون از مدد لشكر منصور خبر يافت ، ولايت بازگذاشت و به اسفزار مقيم شد ، تا خلف در دار الملك خويش متمكّن شد ، و اعوان و انصار با حضرت منصور بازگشتند . طاهر ناگاه بر سر خلف تاخت ، و او را شكسته و منهزم به بادغيس انداخت . خلف ديگر بار از سر اضطرار به حضرت منصور پناهيد . منصور مقدم او مكرّم داشت ، و در اعتنا به مهمّات او مبالغت واجب ديد ، و لشكرى جرّار به كفايت مهمّ او نامزد كرد . و چون خلف با آن لشكر به سيستان رسيد ، طاهر وفات يافته بود ، و حسين پسر او در مخالفت خلف قائم مقام پدر شده و معاندت آغاز كرده ، و به حصنى از حصون سيستان استظهار و اعتضاد ساخته . خلف آن را در حصار گرفت ، [ 6 ] و بكرّات ميان فريقين محاربت و مناصبت رفت ، و خلقى بسيار از لشكر حسين در آن مصاف و معارك به قتل آمدند ، و حسين از سر اضطرار به حضرت منصور كس فرستاد ، و از سمت عصيان تفادى جست ، و به بندگى و طاعت تظاهر نمود . منصور عذر او مقبول داشت ، و به ارسال و ايصال او به حضرت مثال داد ، و خلف در ممالك خويش متمكّن شد ، و نفاذ حكم او در آن نواحى سيستان به قاعدهء معهود باز رفت ، تا چندسال بر اين منوال بود ، تا طغيان نخوت و ثروت بر مزاج او استيلا يافت ، و حقوق انعام آن دولت فراموش كرد ؛ و در انفاذ وظايف حمول و اتاوات به حضرت بخارا تقاعد و تهاون نمود . او را به امثله و مخاطبات مشحون به نصايح و تعريف سوابق ايادى تنبيه نمودند ، و او در سكرت طغيان و نشوت عصيان بر عادت خويش مستمرّ ، تا حسين بن طاهر را با جمعى از مشاهير اجناد و معارف انجاد خراسان به مخاصمت او فرستادند ،